تبليغاتX
مهملات1+2 - غزه
منتظر آمدن یک عرب ـ عربی واحد ـ بودیم
تا خنجر را از گردنمان بردارد
منتظر یک بنی هاشمی بودیم
منتظر یک بنی قریشی بودیم
منتظر یک دن کیشوت بودیم
منظر یک پهلوان ملّی بودیم
که سبیل اورا نتراشیده باشند
منتظر خالدی بودیم
یا طارقی
یا عنتره یی...
امّا
جفنگ و یاوه ی بی سر و ته خوردیم
امّا
جفنگ و یاوه ی بی سرو ته نوشیدیم
برایمان فاکسی ارسال کردند
بعد از تقدیم مراتب تأثّر و همدردى
و بعد از آنکه کار به قصّابی کشتنمان
به انجام خود رسیده بود !
٭
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از فریاد های ما ؟
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از "فاکس بازی ها"ی ما ؟
"جهاد فاکس"
از ساده ترین جهادهاست:
متن واحدی می نویسیم
برای همه ی شهیدانی که رفته اند
و همه ی شهیدانی که خواهند آمد !
٭
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از ابن مقفّع ؟
از جرید؟
و فَرَزدَق؟
و از خنساء
که شعرش را دم در گورستان می خوانَد ؟
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از لاستیک آتش زدن ها ؟
و امضای بیانیّه ها ؟
و ویران کردن مغازه ها ؟
او می داند که ما امیران نبرد نبوده ایم
بلکه امیران جفنگ و یاوه ی بی سر و ته بافی بوده ایم...
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از بر طبل کوبیدن ها ؟
و از پیراهن، چاک کردن ها ؟
و از خراش دادن گونه ها ؟
چرا هراس داشته باشد اسراییل
از اخبار عاد و ثمود ؟
ما
در تاریکی ملّی فرو رفته ایم
و از آن اعصار و روزگاران فتوحات
حتّی یک نامه هم دیگر
به ما نرسیده است
٭
ما
ملّتی هستیم ساخته شده از خمیر.
هرچه اسراییل بر تروریسمش و بر کشتارش بیافزاید
ما بر سستی و بی خیالی و خونسردیمان می افزاییم


یک وطن ِ خفه شده
یک لهجه ی محلّی
که در قباحت و سخافت است که پرورش خود را می جوید.
یک وحدت سبز
که در انزوا و تفرقه است که تحقّق یافتن خود را انتظار دارد.
درختی که در تابستان
عقیم و بی ثمر
در خود خمیده است.
و مرز هایی که هر وقت هوس کردند
مرز های دیگر را پاک می کنند !
٭
چرا اسراییل، ما را ذبح نکند ؟
چرا هشام و زیاد و رشید را محو نسازد ؟
وقتی که:
بنی ثعلب
با زنانشان مشغولند
و بنی مازن با غلام بچگانشان.
وبنی هاشم 
سرگرم مغازله اند
چرا باید اسراییل، از اعراب بترسد
وقتی که بعضی از آن ها
یهودا شده اند ؟

امضاء:وروجک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 2:33  توسط وروجک |