![]() |
![]() |
|
|
یه عکس گرفته ام برا والنتاین...
امضاء : وروجک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 15:30 توسط وروجک |
|
|
یکی از عکسهایی که گرفته ام...
عاشق عکاسیما... مارمولک اپ کن میام لهت میکنماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امضا : وروجک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 3:35 توسط وروجک |
|
|
مادرش هنوز زنده است و ٦٥ ساله. مادربزرگش هنوز زنده است و ٨٦ ساله. کلودیا همیشه به خنده میگفت: - آدمای فامیل من زیاد عمر میکنن- بدجور غافلگیر شد!! امضاء : وروجک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 22:0 توسط وروجک |
|
|
منتظر آمدن یک عرب ـ عربی واحد ـ بودیم
تا خنجر را از گردنمان بردارد منتظر یک بنی هاشمی بودیم منتظر یک بنی قریشی بودیم منتظر یک دن کیشوت بودیم منظر یک پهلوان ملّی بودیم که سبیل اورا نتراشیده باشند منتظر خالدی بودیم یا طارقی یا عنتره یی... امّا جفنگ و یاوه ی بی سر و ته خوردیم امّا جفنگ و یاوه ی بی سرو ته نوشیدیم برایمان فاکسی ارسال کردند بعد از تقدیم مراتب تأثّر و همدردى و بعد از آنکه کار به قصّابی کشتنمان به انجام خود رسیده بود ! ٭ چرا هراس داشته باشد اسراییل از فریاد های ما ؟ چرا هراس داشته باشد اسراییل از "فاکس بازی ها"ی ما ؟ "جهاد فاکس" از ساده ترین جهادهاست: متن واحدی می نویسیم برای همه ی شهیدانی که رفته اند و همه ی شهیدانی که خواهند آمد ! ٭ چرا هراس داشته باشد اسراییل از ابن مقفّع ؟ از جرید؟ و فَرَزدَق؟ و از خنساء که شعرش را دم در گورستان می خوانَد ؟ چرا هراس داشته باشد اسراییل از لاستیک آتش زدن ها ؟ و امضای بیانیّه ها ؟ و ویران کردن مغازه ها ؟ او می داند که ما امیران نبرد نبوده ایم بلکه امیران جفنگ و یاوه ی بی سر و ته بافی بوده ایم... چرا هراس داشته باشد اسراییل از بر طبل کوبیدن ها ؟ و از پیراهن، چاک کردن ها ؟ و از خراش دادن گونه ها ؟ چرا هراس داشته باشد اسراییل از اخبار عاد و ثمود ؟ ما در تاریکی ملّی فرو رفته ایم و از آن اعصار و روزگاران فتوحات حتّی یک نامه هم دیگر به ما نرسیده است ٭ ما ملّتی هستیم ساخته شده از خمیر. هرچه اسراییل بر تروریسمش و بر کشتارش بیافزاید ما بر سستی و بی خیالی و خونسردیمان می افزاییم
امضاء:وروجک |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 2:33 توسط وروجک |
|
|
سلام...
تک نزن مارمولک...ارگونات...من اسمم سید مصطفی زمانیه...درست...به جان خودم ربطی به زمانی یوزارسیف ندارم...اون خوشگل نیست که...من خیلی ماهم... من اعتبار ندارم...تک میزنی...حرصم میگیره...میام لهت میکنما...هر چی مارمولکه له میکنما...تولدت هم مبارک...چند سالت شده؟...۱۰...۱۱... یه عکسی که خودم گرفتم و اینجا میزارم برا رفقا حالش و ببرن این عکس و با گوشی مبایل گرفتم نه با دوربین عکاسی...خودتون ببخشین در کم و کاستیش... تک نزن ارگونات...زنگ بزن حرف بزن...ما صدات و بشنویم...
امضاء:وروجک |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 17:11 توسط وروجک |
|
|
سلام...خوبین...خوشین...سلامتین...چکار میکنننننننییییین...این مارمولک پوست از سرمون کند اونقد گفت بیا اپ کن بیا اپ کن...چش...بیا...این هم اپ...خوبه...
این عکس و خودم گرفتم
تشویقم نکنین میدونم خوشگله مرسی مرسی امضاء میخواین چشم فقط صف و بهم نزنین...اها...خوبه امضاء: وروجک |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:39 توسط وروجک |
|
|
سلام...این آپ متفاوته...چون این شبها،شبهای متفاوتیه...
قال موسى (عليه السلام): خداوندا! مىخواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقهاى بدهد. گفت:خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت: خداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد. ایشالله هممون عمل کنیم و این شبها رو از دست ندیم و یکم خودمون و به خدا نزدیک کنیم...
این شبها، شبهای ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام و شهادت ایشونه که به همه شما رفقا تسلیت میگیم... ما رو این شبها دعا کنینا...یادتون نره... مناجات شعبانیه و دعای کمیل و یادمون نره همشو هم نخوندیم یکم ورق بزنیم و به معانیش دقت کنیم...
امضاء:وروجک |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:24 توسط وروجک |
|
|
شیوای من گوشواره های عاج نمی خواهد....شیوای من ناشنیده مانده میان خواب اساطیر....جایی همین حوالی در لکنتی ابدی شاید....مثل من که گاهی گم می شوم در او ....مثل او که تکه تکه می شود در خواب متلاشی ایوان ....مثل من که هزار و چندمین ستاره را در نگاه قدسی او خواب می روم...
اقا بعضا خیلی حرف مفت میزنن(میخواستم یکم خودی نشون بدم با تو نبودم اخم نکن...حرف مفت هم نزن شده کلمات زیادی توی سرتون باشه ولی نتونین چیزش کنین...چی بود اسمش...اها...جمعش کنین!!!...خوبه...من الان تو همون حالتم... ما یه مشت سربازیم جون به کف عزرائیل با اکیپ ما جور پس(جیگر عزیز جانم صداش و کم کن گوشهامون همچی پیچید لولید خزید و ورپرید به هم)...(داداشمون سربازه) شیوای من ترانه گنگی بود، مثل اشک....مثل بغض....مثل وقتی که لکنت می گیرم شوق آمدنش را در باران(زدیم جاده خاکی) امروز دو دقیقه ای توی ترافیک لامصب گیر کردم... راستی ارگونات (همون مارمولک فعلی) رفته بود المپیک...یه عکس هم داده ازش بگیرن حیفونی فقط کلاش افتاده... عکس ارگونات المپیکی(همون مارمولک فعلی) تو ادامه مطلب گذاشته شده از دستش ندین... امضاء: وروجک (همون سید مصطفی) اینو نوشتم چون خیلیا منو با مارمولک قاط میزنن...این مارمولکه هم که بدش نمیاد از اب گل الود چیز بگیره...ماهی... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 23:22 توسط وروجک |
|
|
اینقده دوس دارم برم یه سفره دور و دراز ، دوره دوره دور
امضاء : وروجک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:1 توسط وروجک |
|
|
ده...باهاهه بوماهه(علامت یکم اعتراض در زبان افریقایی...مال یه قبیله منقرض شده بیده
یه نوکیا خریدم توش موندم ما دوقولوییییم ارههههه راستی ظهری میخواستم بهت اس بدم امضاء : وروجک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:26 توسط وروجک |
|
|
سلام
امضاء:وروجک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 17:9 توسط وروجک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مارمولک 72 خط و وروجک 71 خز و یک آفتابه پرست 71 خیل جمعا 114 خط و خز و خیل رو میسازند....یادتون باشه
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| نویسندگان |
|
مارمولک قندیله دار وروجک آفتاب پرست |
|
RSS
|