تبليغاتX
مهملات دو مارموجک و یک آفتاب پرست
سلام...به به به....رفقا........خوبین شما؟

ده هفته است یه کاریکاتور از خودم بلقور کردم...هی میخوام بذارم نت برای نمایش هی نمیشه...هی نمیشه...آخه میدونین چیه؟؟؟

حجمش برا آپلود کردن زیاده.منم دوس ندارم حجمشو کم کنم........مگه زوره آقا؟؟؟

آخرش مجبور شدم اینکار رو بکنم و یه عالمه از حجمشو بیارم پائین تا کیفیتش یه عالمه بیاد پائین

فداکاری کردیم دیگه

راستی قراره یه نویسنده جدید بیارم........دعوت به کار کردم ازش ببینم قبول میکنه یا نه؟

بعدا بدن این وروجک رو هم زیر ریل های قطار له می کنم........تا دیگه منو از شتر پائین نندازه

 راستی!!!

یادم رفت بگم...برا دیدن کاریکاتور بروید تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:22  توسط مارمولک قندیله دار | 
اینقده دوس دارم برم یه سفره دور و دراز ، دوره دوره دورامروز یکی از مای فرندهامون(دوستان)زنگید که بریم مشهدولی من نمیتونماخه Mum تنها میشه نه بابا خونه است نه داداشهام همشون رفتن سفر منو مامان خونه موندیممن شدم Girl خونه(حالا این مارمولکه میاد میگه ابرومونو بردی) پیش مادر جانه هیی ماننده ایم( کمی هندی بود) راستی دوس دارم مث عکس پاینی با شتر برم دور دنیا نظرتون چیهمحمدیاش صلواتاونی که تو عکس سوار شتره من هستم و اونی که پیاده بیده مارمولکی جان جیگر قلوه بیدهقرار شده یه ساعت من سوار شم یه ساعت اون پیاده بعدش که خسته شدیم یه ساعت من سوار بشم یه ساعت اون پیادهو...

امضاء : وروجک

مارموجک

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:1  توسط وروجک | 
ده...باهاهه بوماهه(علامت یکم اعتراض در زبان افریقایی...مال یه قبیله منقرض شده بیده) ببین دده بابا اتا قارداش داداش نمیشه... اوکی...گیر دادیاااااسه پیچ اساسیییییی...مارمولکیییی جان قلوه ببین من مدیر وبلاگ نمیشم به هیچ وجه من الوجوهی اصلا و ابدا زور هم نزن اوهوم اسرارهم نکن حله 

یه نوکیا خریدم توش موندم(این جمله اصلا ربطی به مثل مثل خر تو گل موندن نداره وا)

ما دوقولوییییم!!!!!!!!من و تو!!!!!!نههههههههههه کجا شبیه همیم؟هاهوهی هوم اوهوم!!!!!!!!!!!!!تو یه مارمولک شکمو و ۷۲ خطی(اینهمه خط خطی)که به تعداد خطهات راه است برا رسیدن به 666

ارههههه پست قبلی گفتی بهم ترسو  ارهههه!! ترسیدما الان رو ویبره ام میلرزم عزیزم واییییییییییییییییییی بابا ترسناک بابا وحشت بابا اره۵

راستی ظهری میخواستم بهت اس بدم که شماره رو عوضی نوشتم وایییییی چشمهات روز بد نبینه(میدونی که چرا جمع بستم؟ عینک اها ای ول جیگر) یه دختره به توپ و تشرم بست و پوست از کله ام کند که چرا مزاحمم میشی!!!!حالا خوب شد و خدا رحم کرد چیزه خیلی خیلی بدی ننوشته بودم و الا الان رو به قبله بودم...شانس منه دیگه وقتی هم شماره عوضی میشه اس ام اسم به یه پسره چولمنگ و چالغوز نمیره تا راحت بشه پیچوندش که،سه ساعت داشتم حالیش میکردم که بابا اشتب شده(همون غلط کردم خودمون)قصد جسارت نوداشتیم به جان مارمی(مارمولک) حالا نمیدونم سه ساعت میشد یا نه اخه دقیقا ساعت و نگا نکردم چون برقها رفته بود و شب هم ابمون قطع میشه (خودم میدونم بی ربط بود)

امضاء وروجک 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:26  توسط وروجک | 
سلامـــــــــــ به همگی..........خوبین؟

الان من عصبی شدم میخوام رو سر وروجک خراب بشم

نترس وروجک شوخی کردمترسو فوری در رفت

خدمت دوستای عزیزم عرض بنمایم که ما قراره کار جدیمون رو از چند روز تا یه هفته دیگه شروع کنیم(کی میدونه شاید تا یه سال دیگه)...

منتظر ما باشین...

امضا:   مارمولک داداش دو قلوی وروجک(مارمولک چه ربطی به وروجک داره؟)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 13:23  توسط مارمولک قندیله دار | 
سلاممن وروجکممارمولک جان جیگر قلوه کلیه بهم گفت اول تو بنویس تا جرقه ای بشه برا نوشتن منحالا بگذریم بعضیا باید پس گردنی بخورن تا بنویسن نه با جرقهخلاصه فک کنم جرقه رو ایجاد کردمهمین الانه که بیاد خراب بشه رو سرم و کلی عصبانی بشهمن و مارمولک کلی با هم دوستیمادوستای قدیمی

امضاء:وروجک

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 17:9  توسط وروجک |